آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
23 اردیبهشت 1391 @ 7:35 PM

معنی و مفهوم و ریشه نام و آرم خودروسازی مزدا ژاپن..

 

 

از شباهت آرم این شرکت خودرو ساز بشنوید:این آرم چیزی فراتر از یک لاله خوش فرم است.این آرم توسط ری یوشیمارا یک شرکت مشهور در زمینه تصویر سازی است تکامل یافته است. حرف V نمایانگر بالهای باز شده است و در فرهنگ مزدا از آرم اهورامزدا برگرفته شده است.

در سایت شرکت مزدا درباره ریشه نام مزدا چنین توضیح داده شده است.

 

نام شرکت “مزدا” ، مشتق شده از اهورا مزدا ، خدای اولین تمدن ها در غرب آسیا است. در حال حاضر تفسیر اهورا مزدا ، خدای عقل ، هوش و هماهنگی ، به عنوان نمادی از منشاء هر دو تمدن شرقی و غربی ، و نیز به عنوان نمادی از فرهنگ خودرو. این تکنولوژی از تمایل به دستیابی به صلح جهانی و توسعه صنعت خودروسازی انجام شد. همچنین از نام موسس ما ، Jujiro Matsuda مشتق شده.

The company’s name, “Mazda,” derives from Ahura Mazda, a god of the earliest civilizations in West Asia. We have interpreted Ahura Mazda, the god of wisdom, intelligence and harmony, as the symbol of the origin of both Eastern and Western civilizations, and also as a symbol of automobile culture. It incorporates a desire to achieve world peace and the development of the automobile manufacturing industry. It also derives from the name of our founder, Jujiro Matsuda.

این هم سایت اصلی شرکت مزدا. 

 

واقعا آدم میمونه چی بگه اونقدر تحقیرمون کردن که خودمون هم دیگه باورمون نمیشه چه انسانهای بزرگی بودیم. 

پرستیژ خودمون رو از دست دادیم! منش و شخصیت و بزرگواری از زندگیمون رفته! به خاطر پشیزی آبرو میبریم و تو سر و کله هم میزنیم! 

  

 وای بر من.. 

 

 

22 اردیبهشت 1391 @ 10:37 AM

اینجا..

 

 

 به هیچکس غیر از خودت اعتماد نکن..  

 

 همه از یک قانون پیروی میکنند؛ آن هم نامردیست.. 

  

 فقط شکل و رنگشان با هم فرق میکند... 

 

 

  

20 اردیبهشت 1391 @ 12:42 PM

بی نام و نشان..

 تخت جمشید، مهد ِتندیس است 
 خط میخیش ، لوح تدریس است 
 بوده آزاد ، فکر و دین و نظر
 هرکدامش ، الاهه ، قدیس است
 ادبش ، افریست ، بر ادبا
 هنرش ، همچو تاج و کل گیس است
  

 جمع اضداد بوده ، ای عجبا !  

 نی تفرق !، که جمله تجنیس است !! 

 خوشه چین گر شوی ، درآن دوران
 حاصلش خرمنی چو ، انبیس است

 شوربختی نگر! دراین دوران
 کنج ویرانه ، یاد پردیس است

 نیست دیگر ، خبر ز رای و نظر

 همه نیرنگ و جمله تلبیس است

 طاق کسری ، گشته ویرانه
 چشم پرویز ، همچنان خیس است

 جای آن نغمه ی خوش داوود
 گوشها پر زنای ابلیس است

 نیست دیگر زلال رویی چند

 چهره ها ، جمله پر لک و پیس است

 نه فرنگیس ماند و سودابه
 جز همین کلفتی که نخ ریس است
 حسرتش جمعی است و لیکن باز
!   

 دست وپا بسته همچو تندیس است !!
 
* انبیس : خرمن پاک شده از کاه و سنگ  

 

 

17 اردیبهشت 1391 @ 11:47 AM

 

 

 دیوارها برای کوبیدن سر ناز کند

 گریزی نیست

 اندوه به دل ما گیر سه پیچ داده است

 
باید سر به بیابانها گذاشت!


                                                     حسین پناهی


 

 

9 اردیبهشت 1391 @ 8:07 PM

سفر..    (ششمین آپدیت) The End


امروز صبح بعد از کمی جمع و جور کردن اسباب و اساس رفتیم به موزه مرکزی قدس رضوی. خیلی زیبا بود مخصوصا بخش ساعت و وسایل نجومی و فرش. وقتی این فرهنگ و تاریخ زیبای ایران رو میبینم و یا دربارشون میخونم هم غمگین میشم هم خوشحال. غمگین به خاطر اینکه چرا نباید از این بهتر مردم آگاه بشن و اطلاعاتشون در مورد فرهنگشون بالابره و خوشحال بابت اینکه این آثار زیبا رو از نزدیک میبینم


ساعت 2 بود که برگشتیم خونه و بعد از نهار کاملا وسایلمونو جمع کردیم و ساعت 4 بود که راهی راه آهن شدیم و ساعت 4:45 سوار قطار تهران شدیم و الآن از نیشابور گذشتیم داریم نزدیک بورجنورد میشیم.

اما یک چیز رو اگه نگم کم لطفی کردم اون هم خوب بودن مشهدی هاست. من که خیلی حال کردم مخصوصا با لهجه قشنگشون که خیلی با مزه بود



شاد و سلامت باشید.


ساعت 8 شب شنبه 9 اردیبهشت 1391

9 اردیبهشت 1391 @ 00:45 AM

سفر..    (پنجمین آپدیت)


امروز صبح بعد از صبحانه. ساعت 11 بود که رفتیم سرزمین موجهای آبی. تا حالا نرفته بودم (هیچکی نیست بگه تو که تا حالا نرفتی مشهد کی میخواستی بری/1بار 2ساله بودم رفتم تا الآن که 23 سالمه) خیلی عالی بود و خوش گذشت در کل باحال بود فقط حیف که شلوغ بود و برای هر کاری باید 1ساعت تو سف وای میستادیم.


بعد از ظهر دیگه هیچکاری نکردیم چونکه دیگه کفگیرمون خورده ته دیگ به اتفاق رفتیم خیابون گردی و خیابونارو متر کردیم

با آرزوی شادی و سلامتی برای همه شما دوستان عزیز. هرجاکه هستید خوش باشید..



ساعت 12:45 دقیقه شب جمعه 8 اردیبهشت 1391

8 اردیبهشت 1391 @ 01:02 AM

سفر..    (چهارمین آپدیت)

صبح زود تا 8 صبح بارون خیلی باحالی میومد و هوا هوای پیاده روی و جذب اکسیژن بود.

هوا شده مثل شمال..

ساعت 9:30 برای خرید به مجتمع زیست خاور مشهد رفتیم.

ساعت 1بود رفتیم کوه سنگی البته خیلی تغییر کرده بود و خوش آب و هوا بود اما دیزی های خوبی نداشت. هوا و محیط خوب اون از همه چیز با ارزشتر بود.


بعد از اینکه ساعت 4:30 برگشتیم خونه ساعت 8 بود که به پارک ملت رفتیم تا ساعت 11 گشتیم و گشتیم و هیجان زده شدیم و من دیگه داشتم غش میگردم  واقعا انقدر که تو شهر خودمون پارک درست درمون نیست و وسایل تفریحی نداره داشتم خودمو خفه میکردم 


شب خوش..


ساعت 12:54 دقیقه شب پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391

6 اردیبهشت 1391 @ 11:59 PM

سفر..    (سومین آپدیت)

امروز صبح هوا خیلی عالی بود ساعت 10 رفته بودیم آرامگاه فردوسی بعد از بازدید کامل برای هوا خوری و تفریح به طرقبه و شاندیز رفتیم. مکانهای خوب زیاده ولی خیلی وقت کمه و آدم وقت کم میاره همین دوتارو که رفتیم تا ساعت 2 تو راه بودیم. جای همتون خالی برای صرف نهار به باغ رستوران کورش رفتیم یک شیشلیک مخصوص زدیم به بدن. بعد از کمی استراحت و خوردن چایی تخته گاز رفتیم خونه. ساعت 7 بود که به مجتمع الماس شرق رفتیم و بعد خرید سوغات به خونه برگشتیم و الآن با تنی خسته و چشمان چسبیده به تبلت خاطراتم رو منتقل میکنم به دفتر خاطرات مجازی.




ساعت 11:45 دقیقه شب چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391


5 اردیبهشت 1391 @ 7:43 PM

سفر..    (دومین آپدیت)

امروز صبح ساعت 5:30 رسیدیم به مشهد.

اینجا باران زیبایی میآد ولی تو بارون نمیشه جایی رفت همه ناراحت هستیم.

کلا امروز هیچ کاری نکردیم.


فعلا فقط استراحت


جای همتون خالیه..


ساعت 7:40 دقیقه شب سه شنبه 5 اردیبهشت 1391

4 اردیبهشت 1391 @ 8:10 PM

سفر..    (اولین آپدیت)

سلام دوستان عزیز

چند روزی برای هوا عوض شدن و دوری از دغدغه و فکر و خیال اضافه با خانواده راهی سفر شدیم.

الآن که این پست رو مینویسم در راه مشهد هستم و با هزار زحمت تونستم با اینترنت موبایلم فاصله ی بین خودم و شما عزیزان رو کم کنم.

امروز صبح ساعت 10:10 دقیقه راهی تهران شدیم و ساعت 1:30 دقیقه به مقصد رسیدیم. بعد از کمی وقت کشی و خرید از پاساژی که خیلی دوست دارم (پاساژ الکترونیک امجد)ساعت 5 سوار بر قطار راهی مشهد شدیم ...


ساعت 8:3 دقیقه شب دوشنبه 4 اردیبهشت 1391




خوش باشید



   1      2      3      4      5      6    >>